فرازهايي از کتاب صد کلمه در معرفت نفس، از اثار علامه حسن زاده آملي
آن که خود را نشناخت، چگونه ديگري را مي شناسد ؟!
آن که خود را فراموش کرده است، از ياد چه چيز خرسند است ؟!
آن که مي پندارد کاري برتر از خود شناسي و خداشناسي است، چيست ؟!
آن که خود را براي هميشه درست نساخت، پس به چه کاري پرداخت ؟!
آن که در وادي مقدّس من کيستم قدم ننهاده است، خرواري به خردلي.
آن که از مرگ مي ترسد، از خودش مي ترسد.
آن که خود را جدولي از درياي بي کران هستي شناخت، دريابد که با همه موجودات مرتبط است، و از اين جدول بايد بدانها برسد.
ما جدولي از بحر وجوديم همه ما دفتري از غيب و شهوديم همه
ما مظهر واجب الوجوديم همه افسوس که در جهل غنوديم همه
آن که به هر آرمان است، ارزش او همان است.
آن که خود را زارع و مزرعه خويش نداند، از سعادت جاوداني باز بماند.
آن که کشتزارش را وجين نکند، از گياه هرزه اسيب بيند.
آن که در آثار صفات و اخلاق انسانها، و در احوال و افعال حيوانها دقيق شود، حيوانها را تمثلات ملکات انسانها مي يابد.
آن که با ياد خدا همدم نيست، آدم نيست.
آن که از اعتلاي فهم خطاب محمّدي سر باز زده است، خود را به مفت باخته است.
آن که خود را فراموش کرده است، از ياد چه چيز خرسند است ؟!
آن که مي پندارد کاري برتر از خود شناسي و خداشناسي است، چيست ؟!
آن که خود را براي هميشه درست نساخت، پس به چه کاري پرداخت ؟!
آن که در وادي مقدّس من کيستم قدم ننهاده است، خرواري به خردلي.
آن که از مرگ مي ترسد، از خودش مي ترسد.
آن که خود را جدولي از درياي بي کران هستي شناخت، دريابد که با همه موجودات مرتبط است، و از اين جدول بايد بدانها برسد.
ما جدولي از بحر وجوديم همه ما دفتري از غيب و شهوديم همه
ما مظهر واجب الوجوديم همه افسوس که در جهل غنوديم همه
آن که به هر آرمان است، ارزش او همان است.
آن که خود را زارع و مزرعه خويش نداند، از سعادت جاوداني باز بماند.
آن که کشتزارش را وجين نکند، از گياه هرزه اسيب بيند.
آن که در آثار صفات و اخلاق انسانها، و در احوال و افعال حيوانها دقيق شود، حيوانها را تمثلات ملکات انسانها مي يابد.
آن که با ياد خدا همدم نيست، آدم نيست.
آن که از اعتلاي فهم خطاب محمّدي سر باز زده است، خود را به مفت باخته است.
آن که خود را ابدي شناخت، فکر ابد مي کند.
آن که خود را دوست دارد، ديگر آفريده ها را دوست دارد که همه براي او در کارند.
آن که خود را دوست دارد، ديگر آفريده ها را دوست دارد که همه براي او در کارند.
منبع: فرازهايي از کتاب صد کلمه در معرفت نفس، از اثار علامه حسن زاده آملي
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 1:38 توسط گمنام
|